آرش اقبالی
با نگاهی به تاریخچه جنبش زنان در چند سال اخیر و به خصوص کمپین یک میلیون امضاء، در مییابیم که موقعیت زنان در جامعه امروز ایران با وجود تلاشهای روز افزون و بیدریغ این حوزه، روز به روز به سمت عقب ماندگی و اجحاف بیشتر در حق زنان پیش میرود و هر روز خبر جدیدی در این مورد از خبرگزاریها به گوش میرسد. البته پیشترفتهای اندکی نیز در این حوزه به چشم میخورد همانند مواردی از قبیل برابری دیه در تصادفات و پیشنهاد آقای خامنهای برای ارث بردن زنان از اعیان و زمین که همین موارد اندک هم در شرایط فعلی باعث امیدواری است.
در مقابل، مواردی همانند طرح امنیت اجتماعی به اجرا گذاشته شده که امنیت روانی جامعه و به خصوص زنان را در اماکن عمومی و حتی اماکن خصوصی مانند شرکتها و دفاتر دولتی و غیر دولتی به شدت کاهش داده است و هر روز تبصره جدیدی جهت محدودتر کردن شرایط حضور زنان در جامعه به آن اضافه میشود و بلیطهای سبز جدیدی برای برخوردهای شدیدتر با خاطیان صادر میگردد و بحث رسمی کردن چادر به عنوان لباس ملی به شدت توسط مسئولین دنبال میشود. بحث سهمیهبندی جنسیتی به صورت جدی توسط وزارت علوم پیگیری شده و در ادامه، در حال حاضر این وزارتخانه در حال تدارک طرح جدیدیست که دختران را به تحصیل در شهر و ناحیه سکونت خود محدود کند. در کنار این مباحث قانونی جهت محدود کردن حق تحصیل زنان، مواردی همانند تعرض مدیران دانشگاه که تقریباً تبدیل به بحث روز گشته باعث شده تا دختران محدودیتهایی مضاعف بر محدودیتهای سابق را جهت ادامه تحصیل از طرف خانواده خود متحمل شوند. خصوصاً که در این موارد نه تنها برخورد موثری با خاطیان صورت نگرفته است که در اکثر موارد جای شاکی و متهم جابهجا شده است تا باز هم شاهد تکرار این موارد غیر انسانی باشیم.
هنوز هم به صورت روزمره خبرهای از قتلها و خشونتهای ناموسی از سراسر کشور به گوش میخورد و آمار قتلهای ناموسی و خودسوزی زنان همچنان قابل توجه است و قوهقضائیه هم با عبور از کنار چنین موارد و حتی در مواردی با برخورد شدید با شاکیان و مردمی که از این همه بیعدالتی به فریاد آمدهاند، بر این اعمال وحشیانه و ماقبل تاریخی صحه میگذارد. جالب اینجاست در چنین شرایطی و با وجود قوانین نابرابر فعلی و اعتراضهای مردمی جهت اصلاح قوانین، لایحهای جهت محدودتر کردن حقوق قانونی زنان و ترویج بیبندوباری و هوسرانی مردان به مجلس ارائه میشود تا موقعیت زنان در خانواده، بیش از پیش تنزل پیدا کند و موارد این لایحه تا جایی پیش میرود که حتی بسیاری از به اصطلاح اصولگرایان و خودیها هم به آن اعتراض میکنند! لایحه مجازات اسلامی در مجلس تصویب میشود تا علاوه بر حکم سنگسار، شاهد تشدید اجرای مجازاتها و احکام به شیوه اعراب بدوی باشیم.
علاوه بر موارد ذکر شده، تهدید و سرکوب شدید فعالان حوزه زنان و به خصوص کمپین یک میلیون امضاء، باعث شده تا این حرکت نوپا در تحقق اهداف مورد نظر با مشکلات عدیدهای مواجه شود که تشدید مشکلات اقتصادی و جو انفعال و بیاعتمادی در جامعه نیز بر این مشکلات دامن زده است. در چنین شرایطی این سوال به ذهن بسیاری از مردم خطور پیدا میکند که آیا تلاشهای فعالین حوزه زنان در جهت تغییر رویه حکومت و رفع تبعیض در جامعه فایدهای در بر خواهد داشت یا این حرکات (مانند جمعآوری یک میلیون امضاء جهت ارائه به مجلس برای اصلاح قوانین)، تنها نقش چتر نحیفی را در مقابل سیل بنیادگرایی روز افزون در جامعه امروز ایران بازی خواهد کرد و در پیشبرد اهداف حداقلی مورد نظر خود با وجود پرداخت هزینههای بسیار سنگین، ناکام خواهد ماند!
یکی از موارد بسیار روشنی که میتوان در این مورد برشمرد همین حرکت جمعی زنان در مخالفت با لایحه جدید خانواده بود که تا کنون منجر به حذف بندهای 23 و 25 این لایحه (که بحث حذف اجازه همسر اول برای ازدواج مجدد مرد و بحث مالیات بر مهریه را شامل میشد)، گشته است ولی مواردی همانند سختتر شدن طلاق خلعی، سختتر شدن ازدواج زنان با اتباع خارجی، محدودتر شدن حضانت فرزندان و مشکلات دیگر این لایحه همچنان پابرجاست. شاید بتوان جلب حمایت عموم مردم و حتی مسئولین در این رابطه و حذف این دو بند را نقطه عطفی در دستاوردهای زنان در تحقق خواست برابریخواهانه خود برشمرد که جهت تحقق این خواسته، تقریباً تمامی گروههای و افراد فعال این حوزه مشارکت کردند ولی با وجود این گام مثبت، شرایط جامعه تغییر چندانی نکرده است و روند حذف زنان از جامعه و تلاش در جهت خانه نشینکردن آنها بسیار جدیتر از گذشته ادامه دارد.
شاید اگر جنبش زنان را به صورت مجزا در نظر بگیریم و توان و قدرت مقابله آن را با توان و خواست حاکمیت در جهت اعمال محدودیتهای بیشتر مقایسه کنیم، بدون شک جایی برای جنبش زنان در معادلات قدرت جامعه امروز ایران وجود ندارد و این حرکت به سادگی در برابر اعمال فشار و قدرت طرف مقابل از پای در خواهد آمد ولی وقتی به رویکرد در پیش گرفته شده توسط فعالین این عرصه و خصوصاً اعضای کمپین یک میلیون امضاء، بیشتر متمرکز شویم پی خواهیم برد که قدرت چانه زنی و اعمال نفوذ این حرکت، نه موقعیت و نفوذ سیاسی اعضای آن در ساختار قدرت که جلب توجه و همگانی کردن مطالبات زنان در عرصه عمومی جامعه است و علت عقب نشینی مجلس نشینان در برابر خواسته فعالین جنبش زنان، با وجود مخالفتهای شدید اولیه و برخوردهای زننده با آنها هم همین حساسیت عمومی نسبت به لایحه خانواده بود و این حساسیت به جایی رسید که حتی امام جمعه شهر قم هم به مجلس نشینان تذکر داد که امنیت روانی خانوادهها را با تصویب این لایحه در هم نریزند. همین امر، نشان دهنده میزان تاثیرگذار بودن حرکتهای انجام شده در طی این چند سال است و مسلماً اگر حرکت مسالمتآمیز زنان به همین صورت ادامه یابد و موفق به جلب حمایت عموم جامعه گردد، هزینه مقاومت در برابر خواستههای حداقلی زنان روز به روز بالاتر خواهد رفت و بالاخره در سایه تلاش و پیگیری مداوم و به دور از جنجال و آشوب طلبی، روزی خواهد رسید که کفه ترازو در جهت تحقق خواست بر حق جنبش زنان بالا رود. روزی که ظرفیت پذیرش هر ایرانی برای تغییر وضع موجود اندکی بالاتر رود.
به امید آن روز
اکتبر 11, 2008 در t 12:35 ب.ظ
اين مطلب نويسنده نداره؟!
اکتبر 13, 2008 در t 6:09 ق.ظ
با عرض شرمندگی، اسم رو فراموش کرده بودم